ميرزا احمد ميرزا خداوردى

216

اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )

هيچ خبردار نشدند . اسب خودم را به زين كردم ، عازم طرف شماخى شدم . چون‌كه آن مرد شب صحبت كرد يك چاپارخانه « 1 » در عرض راه هست ، در نزديكى او يك بولاغى است كه آبش بسيار سرد است و اطرافش علف‌زار بسيارى مىباشد و من فكر كردم : انشاءاللّه مىرسم به همان بولاغ ، در آنجا پايين مىآيم . نماز خودم را اداء مىكنم و قدرى هم از خورجين خودم بار بيرون مىآورم مىخورم و اسب من هم قدرى علف مىخورد و بعد عازم مقصد خواهم گشت . لهذا وقت صبح به همان بولاغ رسيديم . از اسب خود پايين آمدم ، اسب را سر داده ، نماز خودم را ادا كردم و شكر الهى بجا آوردم و رفتم از خورجين قدرى نان بياورم بخورم ، چون‌كه شب هم در آنجا نان نخوردم و گرسنگى قدرى به من غلبه كرده بود . ديدم در خورجين من يك ذرّه نان نيست ، با وجودى كه از ساليان به قرار ده دوازده قرص نان برداشته بوديم ، بنا عليهذا مأيوس شدم . قدرى ايستادم ، اسب خودم را سوار شدم ، عازم صوب مقصد شديم و گرسنگى بسيار به من غلبه كرد . فكر كردم : خدايا در راه آبادى نيست نان بگيرم ، بسيار متفكّر بوديم . ديديم در پايين راه ، بسيار بوستان كرده‌اند . اسب را به آن‌طرف گردانيديم . فكر كردم لااقل يك [ و ] دو هندوانه گرفته مىخورم ، البته قدرى دلم آرام مىگيرد . رفتيم ديديم يك نفر كچل باغبان نشسته است . صدا زدم : باغبان هندوانه مىفروشى ؟ گفت : البته خواهم فروخت . از جيب خودم چهار قپك بيرون آورده انداختم . گفتم : دو تا هندوانه بدهيد . گفت : به اين قيمت نمىدهيم ، يكى يك قران است . گفتم : اين‌قدر چرا گران مىدهى ؟ گفت : اين‌جاييست [ كه ] دست شما به جايى نمىرسد ، به هر قيمت بدهم ، اختيار با من است . خلاصه بسيار منت و لابه كرديم ، سودى حاصل نگشت . نااميد شده ، عازم شديم ، اما راه در كنار بوستان مىبود ، نهرى بزرگ فيما بين باغ و راه جارى مىبود . قدرى اسب خودم را رانديم ، قدرى از باغبان دور شدم . يك دفعه اسب خودم را به ميان باغ انداختيم ، از اسب پايين آمده ، سه چهار هندوانهء خرد « 2 » و بزرگ چيدم ، به ميان خورجين گذاشتيم . باغبان ما را ديد ، يك عدد نى برداشت ، به طرف من هى كرده مىآمد . من دستى اسب خودم را سوار شده ، شمشير من را از غلاف كشيديم . همان باغبان را دوانيديم . فرياد برآورد : شما مگر مسلمان نيستيد ؟ گفتم : چرا من

--> ( 1 ) . در نسخه « چارخانه » . ( 2 ) . در نسخه « خورد » .